در روزگاری که لبخند آدمها به خاطر شکست توست , برخیز تا بگریند(کوروش کبیر)
یادمان باشد شاید شبی آنچنان آرام گرفتیم
که دیدار صبح فردا ممکن نشود پس به امید فرداها
محبت هایمان را ذخیره نکنیم *کورش کبیر*
گنجشک به خدا گفت:
لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم
سرپناه بی کسیم ،
توفان تو آن را از من گرفت .
مگرکجای دنیای تو را گرفته بود؟
خدا گفت:
ماری در راه لانه ات بود،
باد را گفتم لانه ات را واژگون کند
آنگاه تو از کمین مار پرگشودی !!!
چه بسیار بلاها از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخاستی.
[cb:post_titl
e]
نظرات شما عزیزان:
|